گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

 

 

 

انتخاب خبر: این بار همدل شدیم تا به سراغ بانوی شیرین سخن سینمای ایران برویم. بانویی که نقش های ماندگاری از او در خاطرمان نقش بسته است. ملکه رنجبر؛ بانویی که 70 سال از عمرش را در صحنه تئاتر، تلویزیون، سینما و رادیو گذرانده است و حالا با 76 سال سن هنوز نامش در بین هنرمندان می درخشد.

به گزارش انتخاب خبر، خانه ملکه رنجبر در یکی از ساختمان های چند طبقه خیابان خزر منطقه الهیه است. زنگ خانه را که  می زنیم خانمی پاسخ می دهد که به گفته شبدیس بختیاری، مدیر روابط عمومی گروه همدلی بازیگران؛ خواهرزاده ملکه رنجبر است. پس از ورود به ساختمان، در گوشه طبقه همکف ساختمان، خانه استاد رنجبرقرار دارد. او با لبخندی بر لب و چشمانی پر از مهر در چهارچوب در ایستاده است و خوشحالی در چهره اش موج می زند.

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

وارد اتاق پذیرایی که می شویم میوه و شیرینی روی میز حاکی از آن است که بانو چند ساعتی است منتظر آمدن ما بوده است.

این بار سعی می کنم بیشتر عکس بگیرم و هیچ لحظه ای از این دیدار را از دست ندهم. بهمن دان، بازیگر- ولی الله مؤمنی، بازیگر- شبدیس بختیاری، مدیر روابط عمومی گروه همدلی- گلشید بحرایی، طراح گریم افرادی بودند که در بین زندگی پر مشغله شان وقتی را برای دیدار ملکه بازیگری ایران گذاشته اند. هرچند زهراسعیدی، سید جواد هاشمی و داوود منفرد نیز دوست داشتند در این دیدار باشند اما به دلیل درگیری های کاری نتوانستند در این دیدار حضور داشته باشند.

قاب عکس های روی دیوار، بیانگر گذر عمر یک بازیگر است. در میان همه تابلوها یک تابلو توجه آدم را بیشتر به خودش جلب می کند. درون قاب پوستر بسیار قدیمی و رنگ و رو رفته ای قرار دارد. رنجبر به تابلو اشاره می کند و می گوید: این تئاتری است که پدرم سال 1305 کارگردانی آن را به عهده داشت. اسم تئائر به نوبه خودش جالب بود؛ اواولماسون بواولسون که یک کلمه ترکی است. اسم ایرانی این نمایش، حمام عروس مشهدی عباد بود.

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

اولین کوزت ایران
6 سال بیشتر نداشت که پدرش عبدالله رنجبر دستش را گرفت و او را وارد دنیای هنر کرد. رنجبر اولین هنرمندی است که در ایران نقش کوزت را بازی کرد. خاطره شیرینی که وقتی رنجبر به خاطر می آورد لبخندی هر چند تلخ بر روی لبانش می نشیند.

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

همه روی صندلی نشسته بودیم و منتظر بودیم تا این بانوی مهربان برایمان حرف بزند.آمده بودیم که فقط به حرف هایش و درد دل هایش گوش دهیم.

رنجبر در حالی که دستهایش را روی هم گذاشته است، می گوید: 70 سال برای سینما و تلویزیون و تئاتر کشور زحمت کشیدم اما باز هم فکر می  کنم به هنر بدهکار هستم. اهالی هنر، من و امثال من را فراموش کرده اند اما با این حال ما هنوز عاشق هنر بازیگری و خدمت به مردم کشورمان هستیم.

ورق زدن خاطرات گذشته، جزئی از دیدارمان بود. ملکه رنجبر آلبوم عکس های قدیمی اش را آورده بود و با شور و اشتیاق درباره هر عکس سخن می گفت. در میان صحبت هایش خاطرات قدیمی اش را هم بازگو می کرد.

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

 بانوی سالخورده سینمای ایران گفت: سن کمی داشتم که پدرم من را به تئاتر سعدی برد و درکنار هنرمندانی چون نوشین و لرتا مشق هنرکردم. بعد از آن به تئاتر فردوسی و سپس به تئاتر پاریس رفتم و در همین تئاتر بود که در نمایش گل های مسموم که با شرکت 70 هنرمند بازگیر برگزار شد، بازی کردم.

رنجبر، بازیگر موفق نسل گذشته که در فیلم ها و سریال های زیادی نقش ایفا کرد و میهمان خانه هایمان بود هنوز به هنرمندان قدیمی، ارادت دارد و نامشان را به خاطر سپرده است.

او می گوید: شاید من تنها بازمانده نسل بازیگران قدیم باشم؛ بازیگرانی مثل: مهین دیهیم، تفکری، ظهوری، مجید حسنی. در این سالها در خدمت کارگردان های زیادی چون حمیدصباحی، مجید محسنی، حاتمی، استپانیان،کاراکاش، سروری و خیلی ها دیگر بودم، جزو افتخاراتم است.

باورکردنش سخت نیست اگر بگویم ملکه رنجبر به غیر از صحنه تئاتر، سینما و تلویزیون در رادیو نیز فعالیت داشته است.

فردی به نام خطیبی، پایش را به رادیو بازکرد و او در برنامه ها و تبلیغات زیادی اجرا داشته است. 15  سال هم بیشتر نداشت که با آقای محزون وارد دنیای سینما شد و با بازی در فیلم محکوم بی گناه وارد دنیای سینما شد و توانست به شهرت زیادی دست پیدا کند.

وقتی رنجبر درباره این فیلم صحبت می کند می توان لبخند رضایت را در چهره اش دید. او با همان صدای آرام و لرزان  می گوید: وقتی فیلم مورد نظر بر روی پرده سینما بود تصمیم گرفتم به دیدن آن بروم اما همین که پایم را به داخل ساختمان سینما گذاشتم مردم دور و برم را گرفتند و از من امضا خواستند. فکرش را هم نمی کردم به این حد مردم، هنر دوست باشند. همین مهربانی های مردم بود که باعث سختی های کار را تحمل کنیم.

28 سریال و 4 فیلم سینمایی، یادگاری هایی است که از بانو ملکه رنجبر به جا مانده است.

فضای خانه رنجبر، صمیمی و گرم است. او مانند هر زن ایرانی میهمان نواز است و بارها تعارفمان کرد تا میوه و شیرینی برداریم.

با اینکه سنی از استاد رنجبر گذشته است، اما همچنان مشتاق است تا درباره گذشته ها صحبت کند. یاد پدر همیشه برای او زنده است؛ پدری که در زمان های گذشته وقتی در برابر بی عدالتی های نظام شاهنشاهی قرار گرفت، حرف های دلش را روی صحنه تئاتر زد و باعث شد جور تبعید را بکشد. پدری که حتی برای اینکه حقوق بازیگران را تئاتر را بپردازد فرش خانه اش را فروخت.

چند دقیقه سکوت و حالا بهمن دان است که می گوید: بانو رنجبر، ما به نیابت همه هنرمندان اینجا هستیم تا به شما بگوییم به یادتان هستیم و دوستتان داریم.

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

با حرف های دان، اشک شوق در چشمان رنجبر جمع شد و گفت: مردم همیشه به من لطف داشته اند و حتی حالا که مدت هاست در هیچ فیلمی بازی نکرده ام، اما وقتی هنوز مردم من را می بینند خیلی احترام می گذارند. به خاطر دارم مدتی پیش وقتی قصد داشتم به جای بروم در کنار خیابان منتظر تاکسی بودم که ناگهان یک اتوبوس شرکت واحد کمی جلوتر از من توقف کرد. راننده اتوبوس پیاده شد و دوان دوان به سمتم آمد و با صدای بلند گفت من فدای شما بشوم. باید سوار اتوبوس من بشوید. قصد سوار شدن نداشتم اما راننده اتوبوس خیلی مصر بود. حتی وقتی پلیس از او خواست تا راه را باز کند او این کار را نکرد و بالاخره من سوار آن اتوبوس شدم. مردم ایران همیشه به هنر و هنرمند، احترام گذاشته اند و به همین خاطر است ما مدیون این ملت هستیم.

درد دل های بانو زیاد است، اما وقت تنگ است و باید رفت.

عکس دسته جمعی آخر برای ثبت دیداری پر از مهر و صفا همه را به اشتیاق می آورد. شاید خوشحال ترین فرد، بانو ملکه رنجبر باشد؛ چرا که ما به او گفتیم و نشان دادیم هنوز هستند افرادی که او را به خاطر هنرش دوست دارند.

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

گروه همدلی این بار به سراغ ملکه رنجبر، بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون کشور رفت

گفتنی است؛ ملکه رنجبر، فرزند عبادالله رنجبر، یکی ازهنرمندان تئاتر گیلان، در سال ۱۳۱۷ در رشت متولد شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه در رشت و همدان ادامه داد و پس از آن، زیرنظر پدرش تعلیم بازیگری دید. او از سن ۶ سالگی با ایفای نقش «کوزت» در نمایش بینوایان، فعالیت خود را آغاز نمود. سپس در سال ۱۳۲۷ به تهران عزیمت نمود و به ادامه بازیگری در «تئاتر سعدی» پرداخت. رنجبر از بدو افتتاح تلویزیون با اجرای برنامه‌های زنده به همکاری با آن سازمان پرداخت و در سال ۱۳۳۵ کار در رادیو را شروع کرد.

گزارش و عکس از: جعفر پاک زاد

/ 0 نظر / 19 بازدید