دیدار گروه همدل ی از داریوش اسد زاده /

امروز: جمعه 15 اسفند 1393 ,6 March 2015
نیازمندی ها
دعوت به همکاری  
پایگاه خبری انتخاب خبر از خبرنگاران تخصصی کشوری دعوت به همکاری می نماید. علاقه مندان می توانند با ایمیل info@entekhabkhabar.ir مکاتبه فرمایند.
تاریخ انتشار: 4 اسفند 1393  -   7:33:21 قبل از ظهر(AM)
پرینت بگیرید
گروه همدلی، این بار میهمان خانه سبز داریوش اسد زاده

انتخاب خبر: یک بار دیگر گروه همدلی بازیگران، همدل و یک صدا شدند تا به دیدن یکی از بزرگان و نام آشنایان عرصه سینما و تلویزیون ایران زمین بروند.

به گزارش خبرنگار انتخاب خبر، این بار قرعه همدلی به نام داریوش اسد زاده پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون افتاد. مرد مهربان دیروز، امروز و فردایی که مهربانی وجودش را در قالب هنر، مهمان خانه هایمان کرده است. پدری مهربان در خانه سبز که خاطراتی شیرین را از روزگارانی نه چندان دور در گوشه ذهنمان به یادگار گذاشته و یادآور خسرو شکیبایی با آن صدای گرم و گیرایش و بازی جاودانه است.

بعد از ظهر یک روز بارانی در آخرین برگ از بهمن ماه 93 قرار گذاشتیم و یک بار دیگر همدل شدیم تا راهی خانه داریوش اسد زاده شویم. مقصد، یکی از کوچه های خیابان دولت تهران است. خانه کوچک اما گرم و صمیمی.

زنگ خانه که به صدا در می آید چهره خندان استاد با قد و قامتی همچون سرو در میان قاب درب ایستاده و به یک یک همدلان خوش آمد می گوید. استاد اسد زاده 92 بهار زندگی را پشت سر گذاشته است و همچنان با وقار و نشاط جوانی، روزگارش را سپری می کند.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

بهمن دان، داوود منفرد، اصغر معینی، گلشید بحرایی طراح گریم، شبدیس بختیاری روابط عمومی همدلی، پونه حاج حسن عکاس همدلی و جعفر پاکزاد خبرنگار؛ همه به شوق دیدار استاد آمده بودند.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

صدای اسد زاده همان سلابت قدیم را دارد وگوش نواز است. خوش آمد گویی اش آدم را یاد لطف و صفای قدیم ها می اندازد. بهمن دان که همیشه در کار خیر پیش قدم بوده است و با تلاش  او گروه همدلی متولد شده، رشته کلام را در دست می گیرد و می گوید: برایمان افتخار بود تا خدمت شما برسیم. از مدتی قبل که قرار شد به دیدن شما بیاییم، دل توی دلمان نبود تا روز موعود فرا برسد و چند دقیقه ای را درکنار شما که تاریخ تئاتر و سینما هستید بگذرانیم.

چهره خندان اسد زاده روحیه به آدم می دهد؛ با همان صدای گرم و دلنشینش می گوید: کاری که گروه همدلی آغاز کرده است ایده ای نو و قابل ستایش است. از اینکه می بینیم افرادی مثل شما در این دنیای شلوغ، امروزه هنوز مهر و صفا و محبت را فراموش نکرده اند خوشحالم.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

همسر داریوش اسد زاده، یار همیشگی این پیر هنر ایران با سینی چایی وارد می شود. مهربانی یک زن ایرانی در چهره اش به خوبی نمایان است. جرعه ای چایی می خوریم و گوش می سپاریم به حرف های استاد.

قاب عکس های روی دیوار، گذران عمر استاد را نشان می دهد. کتاب هایی که در قفسه پشت سر ما جا خوش کرده، حاکی از علاقه این بازیگر دوست داشتنی به کتاب خوانی و فرهنگ و هنر است. با دست به کتاب ها اشاره می کند و می گوید همه این کتاب ها را خوانده ام. ایران مهد تمدن است و فرهنگ بسیار غنی داریم، حیف است اگر از این فرهنگ، دور بمانیم و درباره آن مطالعه نداشته باشیم. همه ما در مقابل این فرهنگ، مسئول هستیم و باید آن را پاسداری کنیم.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

اولین سن متحرک 
اسد زاده، این هنرمند عزیز بیش از 70 سال سابقه در کار هنری دارد. این یعنی اینکه او خاطرات شیرین و شنیدنی بی شماری برای گفتن دارد.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

استاد اسد زاده، عاشق تئاتر است؛ این را از گفته هایش می توان فهمید وقتی برایمان از اولین سن متحرکی که در 20 سالگی درست کرد. او گفت: آن موقع ها جوانی بودم پر از شور و نشاط. سال 1324 بود و در دربار شاهی اجرای تئاتر داشتیم. اما خوب، تئاتر است و صحنه هایی برای بازی لازم دارد. یادم است آن موقع در یکی تالارهای کاخ سعدآباد یک سن متحرک درست کردیم؛ یعنی به این صورت که سن را در عرض مدتی کوتاه درست می کردیم و بعد از پایان تئاتر، آن را دوباره جمع می کردیم تا اجرای بعدی.

اولین تماشاخانه ایران 
تا به حال می دانستید اولین تماشاخانه ایران در چه زمانی و توسط چه شخصیتی تأسیس شد. شاید خیلی ها از این موضوع، اطلاعی نداشته باشند اما استاد اسد زاده کتابی نوشته است و قصد دارد آن را به چاپ برساند که از اولین تماشاخانه ایران گفته است. او که خود دومین دوره هنرجویانی بود که در این تماشاخانه مشق تئاتر کرد، می گوید: تا به امروز کتاب های زیادی درباره تاریخ تئاتر و سینمای ایران نوشته شده است اما متاسفانه در هیچ کدام از این کتاب ها حرفی از اولین تماشاخانه ایران و بنیان گذار آن نزده اند. به همین خاطر، دست به کار شدم و کتابی را در این باره نوشتم و امیدوارم به همین زودی ها منتشر شود. دی ماه سال 1317 دولت ایران برای تنویر افکار عمومی، سازمانی را به نام پرورش افکار به راه انداخت. در همین سازمان بود که پیشنهاد تاسیس هنرستان هنرپیشگی در یکی از کمیسیون ها داده شد و مرحوم سید علی خان نصر که در فرانسه درس تئاتر خوانده بود و از مناصب دولتی بالایی نیز برخوردار بود، آن را راه انداخت. نصر برای  تئاتر ایران تلاش زیادی کرد. او سالنی را در گراند هتل تهیه کرد و به تماشاخانه تهران معروف شد.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

هر وقت برای هنر، مرز و بوم قائل شدیم، هنر رو به مرگ می رود
دیدار که به میانه می رسد استاد جرعه ای از چایی اش را می خورد و یک نخ سیگار در چوب سیگارش می گذارد و آن را روشن می کند. فضای گرم و صمیمی خانه اسد زاده و چایی داغ، سردی زمستان 93 را مطبوع و دلنشین کرده است.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

از او می خواهم درباره شرایط حال حاضر تئاتر کشور بگوید. سری به نشانه تاسف تکان می دهد و می گوید حال و روز خوبی ندارد. هنر نباید مرز و بوم داشته باشد؛ هر وقت برای هنر، مرز و بوم قائل شدیم رو به مرگ می رود. هیچ سدی نباید در مقابل بازی و بازیگری باشد و باید یک هنرمند برای ایفای نقش هایش آزادی عمل داشته باشد. هنر، ظریف است و هنر ایرانی ظریف تر. ما ایرانی هستیم و از پیشینه فرهنگی بالایی برخورداریم؛ چرا باید اروپایی ها به 5 تراژدی شکسپیر بنازند ما به مولوی، حافظ، سعدی و مولانای خودمان هیچ توجهی نکنیم.

وی ادامه داد: البته جوان های امروز ما خیلی علاقه مند هستند و فقط باید بدانند دنیای بازیگری، سختی و مشقت های زیادی دارد و هیچ پولی از این راه به دست نمی آوردند و مثل ما در آخر راه، بی پول می مانند. یادم هست ما در زمان های قدیم برای هر بار بازی، 5 قران می گرفتیم که با این پول می توانستیم خیلی کارها و خرید ها بکنیم.

حالا وقت آن رسیده که استاد، ما را به اتاق مطالعه اش ببرد. چشمانتان را ببندید و تصور کنید وارد اتاقی می شوید که پر از کتاب و قاب عکس های قدیمی است. میز مطالعه استاد، کتاب های قدیمی، نوار کاست هایی که از دوران قدیم به یادگار مانده است؛ همه و همه، شما را به سالهای دور می برد. او می گوید: همه این کتاب ها را خط به خط خوانده ام. من عاشق مطالعه کردن هستم. روی میز مطالعه، عکس هایی است که در آن می توان خیلی از نام آشناها را دید؛ داوود رشیدی، بهزاد فراهانی، محمد علی کشاورز و خود اسد زاده. استاد، آنچنان با شور و علاقه، همه چیز را برایمان توضیح می دهد که انسان به وجد می آید. مدارک هنری و جوایزی که تا به امروز دریافت کرده است همه و همه بیانگر عمر هنری اوست.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

دیدار، رو به پایان است و باید از محضر داریوش اسد زاده مرخص شویم.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

کلام آخر استاد، حرف زیبایی است که به قلبمان می نشیند: هنرمند، شاخص ترین فرد در جامعه است و باید سرمشق باشد. امیدوارم ما که کوچکترین عضو جامعه هنر هستیم، توانسته باشیم در این راه، قدمی برداشته باشیم.

بهمن دان با مهربانی، استاد اسد زاده را در آغوش می گیرد و بوسه ای بر پیشانی استادش می زند.

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

مرد مهربان هنر ایران زمین، مهربانی وجودش را میهمان خانه هایمان کرده است

دان می گوید: درکنار این بزرگان و پیشکستوتان بودن افتخار است. استاد داریوش اسد زاده گوهر نابی است که نباید او را از دست داد. کوچکترین کاری که برای او می توانم انجام دهم این بود که با آقای دکتر اسعدی، دبیر چهره های ماندگار صحبت کردم و قرار شد در سال 1394 از داریوش اسد زاده به عنوان چهره ماندگار تجلیل شود.

گزارش از: جعفر پاکزاد
عکس ها از: پونه حاج حسن

/ 0 نظر / 10 بازدید